سیزده بدر و دوستان مجرد


Share/Save/Bookmark

سیزده بدر و دوستان مجرد
by ونداد
06-Apr-2011
 

ونداد زمانی - از دوستان دور و بر شما خبری ندارم ولی من به خاطر این که آدم شلوغی هستم اطرافم را پر کرده‌ام از دوستان متین و ساکت و عزیز؛ مردانی که آزارشان به مورچه هم نمی‌رسد؛ مردانی که همراه با من به نوبت به دوران «چهل چلی» قدم می‌گذارند. مردانی که برعکس من بیشتر عمرشان را مجرد زندگی کرده‌اند؛ دوستانی که با وجد و سرور می‌توانند ساعت‌ها درباره آسایش و آرامش مجرد بودن خود حرف بزنند.

اولین نکته جالب درباره دوستان مجردم این است که همگی‌شان مردان خوش‌مشرب و اجتماعی‌ای هستند که نه از سیزده‌بدر رفتن با خانواده‌های متاهل در حلقه دوستان غفلت می‌کنند و نه از صحبت و کنجکاوی درباره زندگی متاهلی دریغی دارند.

البته در کنار حلقه دوستان مجرد من که کم‌کم ولی به گونه‌ای مداوم در حال افزایش است جمع کوچکی از زنان مجرد نیز شکل گرفته است که از طریق مجموعه وسیع‌ترِ دوستان خانوادگی به حلقه یاران دیرینه اضافه شده‌اند.

در جمع‌های دوستانه، از جمله بحث‌های مداومی که چندنفری از ما هربار به آن با نیت از پیش تعیین شده دامن می‌زنیم وضعیت و مقایسه خودمان با دوستان مجردمان است. گاهی برای‌شان نقشه آشنایی با یک فرد دیگر را می‌کشیم یا بدون پروا به آنها گذشت سریع عمر را گوشزد می‌کنیم و حتی گاهی به آنها غبطه می خوریم. من به سهم خود در طول سال‌ها آشنایی، آنقدر دلیل و برهان متناقض و متضاد درباره مزایا و مضرات ازدواج ابراز کرده‌ام که گوش‌شان به حرف‌های من بیش از این بدهکار نیست.

گوشه‌ای از گفت‌وگویی را که امروز برای‌تان نقل خواهم کرد از درون بحث فی‌البداهه‌ای جمع‌آوری شده است که در اولین میهمانی سال جدید و در درون پارک صورت گرفته است. ماجرا به این ترتیب بود که با ۲۵ نفر از دوستان‌عازم پارکی شدیم تا سیزده را بدر کنیم. جمعی که ترکیبی بود از ما و فرزندان‌مان و دوستان مجرد «زن و مردی» که با قاطعیت اعلام کردند در سال جدید نیز تصمیمی برای ازدواج ندارند.

جالب‌تر این‌که همه دوستان مجردی که داشتم این بار حضور داشتند چون به نظر می‌رسید به قول خودشان، مراسم سیزده بدر از جمله مراسمی است که هنوز می‌توانستند نسبت به آن احساس مالکیت داشته باشند. خلاصه اینکه نه فقط در مراسم حضور داشتند بلکه برای برنامه سیزده بدر، سنگ تمام نیز گذاشتند. سه نفرشان دیگِ بزرگی از آش ایرانی پخته و با خود آورده بودند و دو نفر دیگرشان سالاد و تنقلاتِ میهمانی در دامن طبیعت را بر عهده گرفته بودند. در ضمن یکی از مجردها قول داد که مسئولیت عکاسی کمابیش حرفه‌ای آن روز را بر عهده بگیرد.

طبق معمول سر به سر همدیگر گذاشتیم و برای همدیگر از مضرات و منافع هر دو شیوه زندگی داد سخن دادیم و وقتی که بچه‌ها ذوق‌زده در کنار درختان و جویبار کوچک مشغول بازی بودند به یکباره چهار نفر از مجردین به شکل غیر منتظره‌ای با هم شروع به بحثی جدی کردند که ما متاهلین، هم امکان اظهار نظر در آن زمینه را نداشتیم و هم فرسنگ‌ها از دقت و حساسیت‌شان دور بودیم. خلاصه کلام این‌که، سخت کنجکاو گوش می‌دادیم تا بدانیم دلیل تازه و نوروزانه‌شان برای مجرد ماندن در سال جدید چه خواهد بود؟ سعی کردم در نقل قول حرف‌های‌شان اشاره‌ای به آن که کدام‌شان مرد مجرد و یا زن مجرد هستند نداشته باشم.

اولی: قضیه این که چرا ازدواج نمی‌کنیم بیش از هر چیز به این مسئله برمی‌گردد که تا مادامی که دسترسی به سکس آسان باشد، شانس متاهل شدن مجردها همچنان پایین می‌ماند.

دومی: درست است. به قول انگلیسی‌ها « تا وقتی که می‌شود شیر خرید چه حاجتی است برای داشتن گاو».1(اعتراض و غرولند خفیفی از سوی ما متاهلین نشان داده شد ولی صبورانه گوش سپردیم؛ به هر حال این ضرب‌المثلی است که این طرف‌ها در باب این موضوع از آن درست یا نادرست استفاده می‌شود.)

سومی: این هم از اون حرف‌هاست. از اون حرف‌ها که به قضیه مرغ و تخم مرغ شبیه می‌شود. این اعتقاد که مسبب مجرد ماندن مردها به این دلیل است که مردها به راحتی دسترسی به سکس دارند و اگر زنان در جامعه‌ای که زندگی می‌کنند مردها را به لحاظ نیاز جنسی در مضیقه بگذارند مردها ناچار می‌شوند تن به ازدواج دهند از پایه ایراد دارد.

دومی: چرا؟

سومی: چون این منطق یک چیز را در نظر نمی‌گیرد و آن این است که دسترسی راحت‌تر به سکس از بین رفتنی نیست. آن هم به این دلیل که در این دوره و زمانه، زن‌ها هم از این دسترسی بدون دردسر بی نصیب نیستند. زن‌های مجرد هم به اندازه مردان مجرد از داشتن امکان راحت‌تر در این زمینه خشنود هستند. یادمان نرود که زنان هم سکس را به اندازه مردان دوست دارند و به همین خاطر این شیوه و منطق راه حل اصولی نمی‌تواند باشد.

اولی: من هم با حرف شما موافق هستم. باید دلیل همه جانبه‌تر و زیربنایی‌تری را برای متاهل نشدن مردان جست‌وجو کرد.

چهارمی: شاید نسبت بین دو جنس برای پذیرفتن تعهد ازدواج برابر نیست. منظورم این است که شاید زنان به طور طبیعی و به خاطر محدودیت سنی و اینکه عمر متاهل ماندن‌شان کوتاه‌تر است و بعد از حوالی ۳۵ سالگی، ساعت طبیعی درونی‌شان شروع به نواختن‌می‌کند و باید هر چه زودتر به فکر تدارک خانواده و فرزند باشند نسبت عرضه و تقاضا را به هم می‌زند.

اولی: مردان نیز ساعت درونی دارند. مشکل مردان مجرد این است که وقتی وارد چهل سالگی می‌شوند به یکباره جوش و خروش شیمیایی درونی‌شان از تک و تا می‌افتد و جرئت، ریسک و تعهد به طور طبیعی در آنها به سرعت فروکش می‌کند و سخت‌تر می‌توانند تعهد‌های بزرگ را به جان بخرند.

دومی: پس راهی وجود ندارد و ما به نوعی محکوم و قربانی سیستم جدید زندگی هستیم؟

چهارمی: اینطور هم که می‌گویی نیست و قضیه ازدواج ماجرای به بن‌بست رسیده نیست. به نظر من مردان باید به این واقعیت برسند که باید دست از احساس نوجوانی در میانسالی بردارند.

سومی: یعنی چی؟

چهارمی: یعنی اینکه باید با خود رو راست بود و وقتی که از دوره «بادبادک هوا کردن» گذشته است اصراری برای ادامه این تمنا نداشته باشند.

اولی: من می‌فهمم چه می‌گویی... مردان مجرد زیادی را می شناسم که در فکر و خیال عشق‌های دوران جوانی درجا زده‌اند و دور و بر زنان بسیار جوانی می‌گردند که تقریباً نصف سن‌شان هستند.
سومی: این را نباید نادیده گرفت که مردان مجرد در سن‌های بالاتر به این دلیل به زن‌های جوان تمایل پیدا می‌کنند چون حتی دیدن و در کنار زنان جوان بودن باعث کاهش افسردگی ناشی از کم‌شدن هورمون «تستوسترون»‌شان می‌شود. تحقیقی را می‌خواندم که عملاً ثابت کرده بود مردان میانسال و مسن‌تر، فقط در حین مصاحبت با زنان جوان و غریبه 14 در صد بیشتر از معمول هورمون «تستوسترون» در بدن‌شان تولید می‌شود.

اولی: این هم از اون حرف‌هاست که دوباره منطق ما را می‌کشاند به سمت استدلال مرغ اول به وجود آمده است یا تخم مرغ؟

سومی: خوب؟ خلاصه دلیل دیگری مانده که نگفته باشیم و ندانیم؟

چهارمی: بله... من فکر‌می‌کنم زنها با وجود تغییرات زندگی مدرن و شیوه کار و موقعیت زندگی جدید با وجود آن که در ممالک غربی تا حدودی می‌توانند شبیه مردان از حقوق خود به عنوان انسان سالم با انگیزه‌های طبیعی و سالم بهره‌مند شوند ولی در نهایت آمادگی بیشتری برای ازدواج دارند.

اولی: پس مشکل را باید در مردان مجرد جست‌وجو کرد.

چهارمی: من اینطور فکر می‌کنم. به نظر من مردان این دوره و زمانه نمی‌دانم دقیقاً به چه علت، ولی شاید به دلیل فرهنگ عمومی یا بالا بودن درصد طلاق و دلایل دیگر، نگران‌تر از زن‌ها هستند و در ته دل‌شان به دنبال همسری هستند که برای تن دادن به ازدواج با او به یقین صد در صد رسیده باشند. منظورم این است که مردان دلایل قطعی و واقعی برای ریسک لازم دارند. دقیقاً نمی‌دانم چرا ولی حدسم این است.

http://www.radiozamaneh.com/society/haftkoocheh/20...

پی‌نوشت:
1- “why buy the cow if you can get the milk for free” is an English aphorism

Tags: سیزده‌ به در, هفت کوچه


Share/Save/Bookmark

more from ونداد
 
Red Wine

باید قبول کرد و

Red Wine


باید قبول کرد و با صدای بلند گفت که :

http://www.youtube.com/watch?v=uQPuwYZb-7g


ونداد

دوستان دوست داشتنی

ونداد


لطف شما دلپذیر است. من خودم چون ادم خوش شانسی بودم و همسر خوبی نصیبم شده است فقط می توانم این مورد را بگویم که شانس  و تصادف نقش بزرگی را در حین تقبل ریسک بازی می کند

من دوران مجردی هم داشته ام و در حد خودم از شیطنت کم نداشتم ولی برای زندگی جنسی موفق داشتن در دوران مجردی باید وقت و ذهن و انرژی و پشتکار مداومی داشت که به مرور زمان از همه آنها کاسته می شود و ...  

مرسی از توجه تان

 

در ضمن خوشحال می شوم به جمع دوستان فیسبوکی من در صفحه « هفت کوچه » بپیوندید. 

سپاس.

 

http://www.facebook.com/profile.php?id=10000172920...

 


Nazanin karvar

:( این جور مسال اصلا شوخی نداره

Nazanin karvar


...

 


Anahid Hojjati

Good comments, Faramarz and Esfand jan

by Anahid Hojjati on

In one, Faramarz jan, you write implicitly about one problem with married life and in the other, Esfand writes about problem with single life. I guess, each situation, has its advantages and disadvantages.


Esfand Aashena

والا سکس برای مجرد‌ها اومد نیومد داره!

Esfand Aashena


I remember Jeff Foxworthy having a line about being embarrased to get naked in front of strangers or not knowing if what you're doing (sexual moves) with a stranger is good or not!

He said if I have to date again I'd feel terrible because I don't know if I'm doing it right or wrong.  He said after all these years I know the combination to my wife's safe!  Two turns to the right, one turn to the left and voila! the safe is open! 

Everything is sacred


Faramarz

سوسن خانوم

Faramarz


شراب سرخ عزیز برادر کوچیک کوچیک من و ته تغاری و گل سر سبد خانواده و مورد علاقه خانوم های خوش سلیقه و اهل هنر هستن!

خورشت قیمه شما در چه حال هست؟


Faramarz

آناهید

Faramarz


 

من از وضع سکسی افراد مزدوج اطلاعی ندارم ولی چون آدم کنجکاوی هستم، پرسو جو کردم و معلوم شد که خودشون هم خبری ندارن! 


Red Wine

...

by Red Wine on

 

استغفر الله ... چند ساعت رفتیم باغچه آب دهیم و گربه‌ها را بشوریم و میبینیم که خانم‌ها برایمان داستان ساختند...

ای وای سوسن خانم انگاری شما بلاگ‌های ما را نمیخوانید (بهتر،وقت خودتان را از دست می‌دهید !).. ما کمتر از ۵۰ سالمان است (بزنم به تخته !) ، ما خواستیم زن بگیریم،اما یا طرف شوهر داشت و رضایت به معشوقگی میداد و یا طرف حساسیت به گربه‌های ما داشت و زود عطسه میکرد و ما را به امان خدا !

حالا هم ما حرفی‌ نداریم،شما پا پیش گذارید و به ما نشان دهید آیا خانمی ایرانی وجود دارد که راضی‌ به رضای ما باشد یا خیر !


Anahid Hojjati

Faramarz, thanks for story in the party. Hala begam, akhe begam

by Anahid Hojjati on

Harke goft dar ezdevaj hamanghadar sex hast ke dar mojardee, is a liar. Any way, I mean , if two people are together and are having sex, then when they get married, after a while, sex becomes less. This is true in most cases.  Agree Faramarz?


Faramarz

حالا این چه کاریه ننه جون، مگه مجبورین!

Faramarz


بسیار نیکو و سنجیده گفتید جناب ونداد، ولی سوال بنده اینست که اگر اینجوری که اشاره شد، در میانسالی مردان و زنان هردو دارای کلی مسائل مختلف میشوند، چرا باید اینهارا از طریق ازدواج به جون هم انداخت که زندگی را برهم تیره و تار کنند؟

مگر اینکه فکر میکنید که مثل قانون جبر (زور) دوتا منفی نتیجه مثبت ایجاد خواهند کرد! باید تا میشود فاصله را زیاد تر کار تا هردو در خوشی و آرامش زندگی کنند.

اینهم یک سناریوی دیگر از برخورد یک مرد مجرد با دوست متاهلش در یک مهمانی ایرانی.

مرد مجرد با رویی خندان، کت اسپورت راحت، با یک بطری شراب در دست وارد خونه دوست متاهلش میشه.

دم در، مرد متاهل با کت و شلوار و کراوات مثل بچه های دوران عید که به زور لباس تنشون کردن و سرشون رو هم آب شونه کردن: "تورو بخدا امشب زیاد از زن و ازدواج چیزی نگو. چند تا مهمون جدید اینجان ممکنه جوش بیارن!"

مرد مجرد با لبخند و چشمان شیطون: "نترس بابا! این بطری شراب خیلی مرغوبه، الکی حرومش نکنی!"

زن دوست متاهل از اون ور سالن: "به به خوش آمدین، زحمت کشیدن، ولی باز که شما تنهاین! اینشالله تو این سال جدید شما هم سر و سامانی پیدا کنین!"

مرد مجرد با لبخند: "قربون شما، لطف دارین، چه لباس قشنگی!"

خانوم مجرد دوست خانوم متاهل: "آخه شما منتظر چی هستین؟ ماشالله اینجا پره از خانوم های قشنگ و مهربان!"

مرد مجرد با لبخند: "والله چی بگم خانوم! اونهای که ما دونبالشونیم از دست ما در میرن و اونهای که دنبال ما هستن، ما از دستشون فراری هستیم!"

خانوم دوست متاهل: "آخه شما چرا کوتاه نمیاین؟ مگر دنبال چی هستین؟ آخه کی میخواین ازدواج کنین؟"

مرد مجرد با لبخند: "چشم، روزی که از زندگی ساکت و پر آرامش و سکس بی درد سر خسته شدیم حتما ازدواج میکنیم!"

خانوم دوست متاهل با غمزه:" وای شما چه شوخین! تو زندگی زناشویی هم خیلی سکس هست!"

دوست متاهل از اون سر سالن: "همینطوری که میبینین خانوم بنده هم خیلی اهل جوک و شوخی هستن!"

خانوم دوست متاهل با یک چشم غره: "بفرماین سر میز، شام حاضره!"


Anahid Hojjati

Interesting blog. Thanks Vandad

by Anahid Hojjati on

Thanks Vandad for an interesting blog. It just seems that as time goes on, more people prefer to stay single, including Iranians in Diaspora. Among my friends, many men and women have either never been married or have been divorced for long time. More fascinating is that in many of them, I don't see a huge effort to get married either. Not that many are against being married but they just don't put all their "ham" va "gham" into it.


Anahid Hojjati

SK jan, I was kidding but listening to Hayedeh and Mahasti

by Anahid Hojjati on

does not mean someone is 60 yeras old. RW might be 60 or not. I listen to these two singers and even older ones and I am not 60 years old. Anyway, my comment was all in good fun just as I believe RW's comment was. I still have to read this blog. Let's see what it says about singles' excuses for not marrying.


Soosan Khanoom

ونداد

Soosan Khanoom


Interesting blog and thanks for sharing .... I have a few words of mine that need to be discussed here  on this topic  ..... just do not have much time now ........ will get back to this later 


Soosan Khanoom

Anahid jan ......

by Soosan Khanoom on

I think red wine is too old for you ...... come on the guy listens to Hayedeh and Mahasti !!... he must be at least 60 years old ....

typical Iranian man just being an Iranian man   ..  always looking for a 20 year old  ! 

: ) 


Anahid Hojjati

Dear Red Wine, too bad I am old for you

by Anahid Hojjati on

Let me contact my 20 year old cousins. I will also tell them you do a mean soccer analysis :).


Red Wine

ونداد

Red Wine


ونداد جان...

ما هم خواستیم اعلام کنیم که به هیچ وجه قصد ازدواج در این سال ۹۰ شمسی‌ و خرگوشی را نداریم ! در این امر ما هیچ کاره ایم !

آخر کی‌ به ما زن میدهد ؟ نه قیافه داریم و نه خانه در تورونتو،لندن و لوس آنجلس ! تازه از سلطنت طلب و سبز و قرمز هم بدمان میاید ! تار زن و پیانو زن هستیم ما و عاشق مهستی‌ و هایده،از خالی‌ بندی و در مجموع ایرانی بازی هم که دیگر هیچ... سواد انجام این قسم کارها را نداریم،عرضه کنسرت ایرانی رفتن و لاس زدن با ناموس مردم را هم نداریم.. گفتیم که ما هیچ کاره ایم .

حال اگر خانمی بود که ۲۰-۲۵ ساله بود، زیبا همچو پهنه آفتاب و دلچسب مثل شکوفه  های درخت گیلاس... که خواست زوج ما شود..ما در این امر که گر به داماد سرخانه منجر گردد..حاضریم فداکاری کنیم.حضرت عالیه خبرمان کنید .

ارادتمند شما . . .

شراب قرمز :) .

 


Maryam Hojjat

Very Interesting Conversations

by Maryam Hojjat on

among singles.  Thanks for sharing.


FACEBOOK